منکه بعداز چندسال نتونستم کسی رو دوست داشته باشه، کسایی بودن اومدن توزندگیم، ولی واقعا تلاش کردم ولی حسی بوجود نیومد، ومن مجبورم رد کنم، این بخاطر اینه که هم واقعا طرفمو دوست داشتم، هم اینکه ممکنه بخاطر آسیب هست که دیدم.
ولی خیلی دوسش داشتم، زندگیم با اون مثل قصه ها بود، غیرازاون هیچکس به چشمم نمیومد، خلاصه اینکه بااون حالم خیلی خوب بود، میخوام اینو بگم هرچی حست عمیقتر، خالص تر، فراموشی دشوارتر وشاید... ــ