شوهرش تودعوا تهدیدش کرد که اگه دودلی تالار کنسل کنیم
دختره هم به باباش گفت و باباش ۲۴م صبح ز زد یواشکیتالار کنسل کرد به ما هم نگفت مه تا روزعروسی نفهمیم
فقط خداروشکر پدرشوهرم ز زد به تالار وفهمیدیم
فرداشم جهازش جمع کرد و تموم
۲۶م اسفند قرار بود عروسی باشه