داداشم از. شوهرم پنج سال کوچیکتره بچه کوچیک خانواده هم هست کارش شهر. دیگه اس دو. ماه یه بار میاد. اینجا همودو. ماه یه بار.دد که میاد. با منو. خواهرم که کلی دعواش میشه فقط کافی بگیم فلان کار رو. بکن برا مامان چون پدرم فوت شده یا اینکه اگر. شوهرامون. نباشن بگیم تا فلان حا با مون. بیا کلی خفت و. خاری میده بهمون با ههههههیییییچکدوم از فامیل نمیسازه الان هم یه دو نوبته با شوهر من گل افتاده پری شب تا دو صبح بیرون بود از خونه اومد. من و. خواهرم اونجا بودیم خواعورم گفت کجایی تا این وقت شب کلی به خواهرم چیز گفت دیشبم هم با شوهر من کل کل راه انداخت مامانم خیلی طرفدارشه موندم چیکار کنم خانواده شوعر. من جرات ندارن به خانواده من بگن بالا چشمشون ابرو