بی حوصله شده همش میگه راه زیاده بیام بعد الانم ماشینش دست داداشش
رابطمون کلا شده جنگ دعوا واقعا حس میکنم چون طولانی شده رابطه طولانی هم مجاری نباید باشه دیگه اون حرفا و کارا و عکسای پشت گوشی تکراری میشه هبجانی نمیمونه
دو شهر مختلفیم
نمیخام از دستش بدم دو سال داره میشه باهمیم واقعا هم دوسش دارم زیاد و نمیتونم دیگه دوریشو تحمل کنم
حس میکنم اگه همو ببینیم همه چیز بهتر میشه ولی اون نمباد هرچی میگم
میخام خودم برم شمال یک روزه و برگردم کسی تجربش داره با چی رفتید اسنپ یا تاکسی یا اتوبوس چطور بود ممنون میشم راهنمایی کنید🥲