مادرم یه مبلغی رو حدودا ۳۰۰ داد بهم بخابونم ۴ ماه تو بانگ باهاش وام بگیرم برادرشوهرم اومد گفت خیلی لازم دارن ۲۰۰ بدم بهش ماه بعدش قرعه به نامشون درمیاد و پس میده وضعشون خیلی خوب نیست به امید قرعه دادم و دیدم برای جاریم طلا خریده که تا اینجا بهم مربوط نیست
الان یک ماه شده و خبری از پول من نیست اونروز مادرشوهرم میگفت جاریم میخواد بره مسافرت استانبول
منم زنگ زدم گفتم اول پول منو بدین بعد برین مسافرت اگه با پول من میخواین برین من حلال نمیکنم برادرشوهرم هم کارتمو گرفت پولمو زد ولی جاریم و مادرشوهرم نفرینم کردن جاریم ۳۳ سالشه ولی اندازه بچه ۳ ساله عقلشه کلی نفرینم کرد الان یکم نگرانم نفرینش نگیره منو
برادرشوهرم وضعش بده میدونستم پولو ببره پامال کنه بیاد دیگه رنگ پولمو نمیبینم پولم برای مامانمه امانت دستم
اینم بگم شوهرم طرفمه ولی زبون مادرشوهرم مارو از لونه میکشه بیرون نگرانم پرش کنه