اگه با همچین شوهر و مادر شوهری زندگی میکنی
که از ترسشون جرات نداری از خونه بری بیرون
اونم برای یه کار خوب
خب شاید ترس و استرست از آینده بی مورد نیست
چه وضعیه این جور آخه؟
به بابات زنگ بزن بگو بیاد نمیشه که دخترشون غریب و تنها تو یه شهر دور باشه
اجازه کاری هم نداشته باشه
با شوهرت کلا مشکل دیگم داری؟
یا همه چی خوبه فقط مشکل استرس خودته؟