دوستان هدف این تاپیک صحبت درمورد فقر و ناعدالتی و... نیست
لطفا رعایت کنید و تاپیک رو به حاشیه نکشید
من از صبح مدام نوتیفیکیشن میاد میخونم خیلیاتون محبت کردید جواب دادید به سوالم خیلی ممنونم ازتون ولی چندین نفر اومدن با حالت زاری و نک و ناله اعتراض کردن به موضوع تاپیک که ای استارتر چه تاپیکیه زدی و شاکی شدن
من داغ کردم دیگه الان که اومدم باز دیدم اعتراض هست
خدمت دوستان معترض به عنوان تاپیک ، متذکر میشم که همسراتونو به زور گردنتون نذاشتن. انتخاب خودتون بودن. خیلیاتون حتی خودتون هم دنبال کار و تلاش نیستید نشستید شوهرتون پول بیاره بذاره سر سفرتون فقط. بعد میگید استارتر چرا تاپیک زدی ما درامد بقیه رو ببینیم حالمون بد شه؟!!!!!
اگر حالتون بد میشه پیگیر این تاپیک نباشید
من یه مطالعه دارم و جایی بجز همچین سایتی نمیتونه کمکم کنه چون در عالم واقعی نمیشه این تعداد خانم رو یه جا پیدا کرد و مهم تر از اون سوالی درمورد درامد همسرشون کرد
تازه اینجا هم یکی درمیون دارم اطلاعاتی که داده شده رو مینویسم کاملا میفهمم بعضی کامنتها خیالپردازیه
خانمهایی که ناراضی هستن از وضعیت معیشتی خودشون صدتا راه پیش رو دارن... میگید تحصیلات دارید کار پیدا نمیشه خب خیاطی آرایشگری یاد بگیرید کسر شان نیست ببینید تو اینستا چندتا خانم ظرف دو سه سال اخیر بدون مغازه و هیچ سرمایه ای چجوری شدن طراح لباس و اکسسوری و یا اصلا کیک پز و قناد و... یا آرایشگر و ناخن کار و...
حتما نباید کار پشت میزی با القاب مدیر و رییس و... داشته باشید
یعنی چی که مینویسید وای آخ بغضم گرفت اشک ریختم... خدا تن سالم و عقل بهتون داده که چی؟ استفاده کنید ازش. با زانوی غم بغل گرفتن خدا دلش نمیسوزه کیسه کیسه طلا از آسمون پرت کنه بگه بیا این مال تو گریه نکن
یه عده ای درکل این سی و چند صفحه فقط ورد زبونشون این بود که چرا درامد سیصد و چندمیلیونی هست چرا بیست میلیونی هست چرا فلان چرا بهمان
خب بله در همه جوامع این مسئله پیش میاد که کفه ترازوی یه عده سنگین تر باشه حالا به خاطر ژن خوب یا هرچی
شما چرا اون ماکسیمم رو میبینی و گیرت رو همونه؟
اگه درآمدت مثلا یه تومنه برو اونیکه سه تومن داره ببین کندوکاو کن ببین چه تلاشی کرده که این میزان ازت جلوتره بعد تو هم یه تکونی به خودت بده
همین تلویزیون ایران خیلی وقتها برنامه هایی میسازه از زنان کارآفرین که اقتصاد خانواده رو زیر و رو کردن
خانوم جنوبی بود که ترشی های خوبی درست میکرد
برده بود ترشی ها رو تو مغازه های سطح شهر فروخته بود بعد با کمک شوهرش سراغ شهرهای همجوار رفته بود درنهایت یه کارگاه ترشی زده بود از جنوب به تهران هم ترشی صادر میکرد
یا یکی دیگه سبزی خورد میکرد پیاز سرخ میکرد از فروش به همسایه هاش شروع کرده بود تا اجاره زیرپله و درنهایت فروشگاه های بزرگ
این مثالهایی که زدم ساده ترین کارهای ممکنن برای کسی که به شدت در مضیقه قرار گرفته
ببینید راه پیشرفت چقدر ساده میتونه باشه ولی عادت زشت بعضیامون شده فقط برچسب منفی زدن به دیگران برای پوشوندن کم کاری های خودمون