نامزد نیست خواستگار رسمیه داریم اشنا میشیم ۴ ماهه
راجب خانوادم میدونه من پدر مادر ندارم با مادربزرگ پدری بزرگ شدم
ولی همه میگن بگومامتن حالش خوب نیست جوابش کردن کماست جایی واسه موندن نداری بعد مامانی دست بجنبونه
نمیتونم بگم حتی نمیدونه مامانی کماست گفتم بستریه میدونه تومور مغذی داشت ولی وخامتو نمیدونه نگفتم
یا حالم بد میشه نمیگم. بخاطر شدت فشار و استرس در روز چند بار فشارم میره زیر ۷ و مجبورم سرم بزنن و ارامبخش بگیرم
کبودیای جای سرمو میگم این ور اون ور خوردم
یا دختر عمم گاز گرفت
خیلی حالم بد میشه دوست ندارم ترحم کنه دلش برام بسوز
کن چرا اینجوریم اطرافیانم درکم نمیکنن
منم اونارو درک نمیکنم اخه ادم چجوری بگه من جای موندن ندارم زود بیا منو بگبر