2777
2789
عنوان

مهمونی بود چند شب

156 بازدید | 7 پست

بعد من خونه جاریم بودم کمک میکردیم اینا

گاهی کار داشت بچه رو من میخوابوندم نگه میداشتم

ینی خودش میگفت 

بعد امشب بغلم بود یکم گریه کرد خیلیی کم سریع ازم گرفت رفت نشست 

بنظرتون حساسه؟ 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

فقط خواسته بچه رو آروم کنه حساس نباش

خیلی حساسه جاریم همه میگن همههه

ولی مادر جاریم دیشب میگفت بیاید با دخترم رفت و امد کنید

بنظرت چیکار کنم

من بچش دوست دارم

از طرفی دوست ندارم ناراحت شه گاهی خونشون بودم غذا میخورد میگفت نگه دار


والی امشب رفتم بغلش کردم اوردمش نشستم تا یه گریه خییلیی کوچولو کرد. امد بغلش کرد برد

یکم بچه حوصلش سر رفت نغ زد همین بردش


ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792