سلام
من چند روز بود نبودم نی نی سایت و امشب اومدم
گفتم با دوستای عزیزم درد و دل کنم
راستش چند روز پیش مجبور شدم بدون ماشین جایی برم
رفتنی با آژانس رفتم و راحت بودم
برگشتنی گفتن آژانس این اطراف نیست و کنار جاده وایسا اتوبوس و تاکسی رد میشه سوار شو
گفتم اوکی
با بد بختی یه اتوبوس نگه داشت ک مسیرش ب من میخورد
دیدم پره پره
اومدم وسطای اتوبوس رو پله هاش نشستم
یک مرد پیدا نشد بگه خانم شما بیا جای من بشین!!!
اونجا یادم افتاد چند سال پیش که شبیهه همین اتفاق واسم پیش اومده بود چند تا مرد همش اصرار ک خاتم زشته شما اونجا بشینی بیا جای ما
ولی اینسری هیچی ب هیچی ...
دلم گرفت ...
گفتم واسه کی دلت میسوزه ؟!
واسه این مردم ؟ واسه این ایران ؟
نرفتی خارج از کشور ک به هم وطنای خودت خدمت کنی ...
این مردم اصلا کسی بجز خودشون واسشون مهم نیست دختر ...
چه بلایی سر فرهنگ مردم ایران داره میاد؟؟؟