خب از چیزی که نوشتی، ماجرا بیشتر به اختلاف سبک زندگی و توقعات برمیگرده تا «حق داشتن یا نداشتن» صرف.
اینجا چند نکته هست که باعث این دعواها شده:
- تفاوت ارزشها و اولویتها
- پسر داییت قبلاً سبک رفتاری و اجتماعی متفاوتی داشته («شلوغکار» بودن به قول خودت).
- دختر از خانواده مذهبی و سنتی اومده و احتمالا انتظار برنامههایی مثل سفر مذهبی و رعایت بعضی آداب رو داره.
- توقعات بعد ازدواج
- وقتی دو نفر قبل از ازدواج در مورد این موضوعات شفاف حرف نزنن، بعدش این شکاف خودش رو نشون میده.
- «نه» گفتن به سفر کربلا برای اون دختر ممکنه به معنای بیعلاقگی به ارزشهایش تعبیر بشه.
- حرف زدن پشت سر همسر
- اینکه به تو یا دیگران بگه «اشتباه کردم» یا همسر سابقش رو مقایسه کنه، به رابطهشون آسیب بیشتری میزنه و بیاحترامی محسوب میشه.
واقعیت اینه که اینجا نه میشه گفت صددرصد اون حق داره، نه صددرصد دختر. مشکل اصلی عدم شناخت و هماهنگی قبل ازدواجه.
اگر ادامه بدن، یا باید با هم گفتوگو و مشاوره جدی کنن، یا این اختلافات هر بار روی موضوعات جدید تکرار میشه.
اگر بخوای میتونم یه تحلیل دقیقتر بدم که چطور این دوماه سه بار دعوا کردن و راهکارهایی که میتونست جلوشو بگیره.