2777
2789
بچ ها یه سوال بچه بودین کسی بود بهتون بچسبونن مثلا بگن ممد و نیلووووووو به اسم همن ،ولی شما اصن خوشت ...

نه راستش یه بار من خیلی بچه بودم زن داییم گفت عروس خودمی منم رک گفتم ازدواج فامیلی دوس ندارم😂😂 دیگه بنده خدا چیزی نگفت😂😂😂

تو برات کی جدی شد کیوان!?

دقیقا بعد از فوت پدرم و اون ۱ ماه و نیمی که رفتم پیش خانواده ام کانادا

قبل از رفتن رابطه رو کات کردم که من واقعا به دردت نمی خورم، من یکبار ازدواج کردم و ...

اون ۱ ماه و نیم همه راه های ارتباطی رو قطع کردم ولی وقتی برگشتم دیدم اون مشتاق تر از قبل میخواد که رابطمونو جدی کنیم.

دیگه منم وا دادم   

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

بچ ها یه سوال بچه بودین کسی بود بهتون بچسبونن مثلا بگن ممد و نیلووووووو به اسم همن ،ولی شما اصن خوشت ...

خیلی کار بدیه ...

من از بچگی هروقت کسی حرف ازدواجم رو میزد خودم و بابام اخم میکردیم😑

خودمم بچه بودم چون ازشون خوشم نمی یومد😐😐😐

نه راستش یه بار من خیلی بچه بودم زن داییم گفت عروس خودمی منم رک گفتم ازدواج فامیلی دوس ندارم😂😂 دیگ ...

چه خوب جواب دادی آفرین 👏من فرار نموده و بعد گریه میکردم 

   خدایا شکرت برای زندگی خوشگلم که روز به روز خوشگل‌تر میشه 
خیلی کار بدیه ... من از بچگی هروقت کسی حرف ازدواجم رو میزد خودم و بابام اخم میکردیم😑 خودمم بچه بو ...

واقعا.. من بچه بودم یه بار پسر داییم به زنداییم گفت مامان من میخوام پدر بشم.

بعد مامانش برگشته بود به من نگاه میکرد.😐😐😐

آنانکه گذشته را به خاطر نمي آورند محکوم به تکرار آنند . سانتايانا
چه خوب جواب دادی آفرین 👏من فرار نموده و بعد گریه میکردم 

خودمم هنگ می کنم😑😑

فک کنم دلیلش این بود من اونموقع یه پسر دیگه از فامیلمون رو دوس داشتم مثلا ۶ یا ۷ سالم بودا اینجوری میگفتم بقیه رد شن ... دیگه کلاس پنجم فهمیدم اونم دوس ندارم😂😂😂

راحت😂

نه راستش یه بار من خیلی بچه بودم زن داییم گفت عروس خودمی منم رک گفتم ازدواج فامیلی دوس ندارم😂😂 دیگ ...

آره زندایی منم خدابیامرز خیلی منو پسرشو بهم میچسبوند.. منم گفتم نه ، نمیخوامش..

آنانکه گذشته را به خاطر نمي آورند محکوم به تکرار آنند . سانتايانا
واقعا.. من بچه بودم یه بار پسر داییم به زنداییم گفت مامان من میخوام پدر بشم. بعد مامانش برگشته بود ...

میاست توهم اخم کنی😑 تا یاد بگیرن از این نسخه ها نپیچن😕

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108