اما بعدش کارماشو دید با همون زن که دوتا بچه هم داشت زنه هم ازشوهرش جدا شد ازدواج کردن پارسال بهم زنگ زد گریه کرد گفت منو ببخش زنه روزگارمو سیاه کرده تمام زندگیم تباه شد حلالم کن منو ببخش تو خوب بودی رفیقم بودی همدمم بودی قدرتو ندونستم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
نه عزیزم من فقط بهش گفتم الان قصدت چیه که بمن زنگ زدی میخوای برگردم گفت بخدا بگی برمیگردی همین الان این زندگی تمومش میکنم خندیدم گفتم برو هنوز تازه اول راهته خدا خیلی برات قشنگ چیده بدتر از اینا سرتون میاد
من بعد ازدواج اون کاملا مستقل بودم خودم تنها زندگی میکنم اون همچیشو از دست داد جالبه من اصلا دنبال عشق نبودم اما خدا یه ادم خوب سر راهم گذاشت تو جنگ نامزد کردم🥲
چقدر خوب عزیزم انشالله اون قدر خوشبخت شی همسر سابقت از غصه بترکه
ممنونم ازت عزیزم خدا خیلی هوامو داره چون من تو اون زندگی اصلا بدی نکردم حتی یکبار هم پامو کج نذاشتم اون همچیشو باخت چیبگم حتی بمن میگفت تو فکر کردی فاطمه زهرایی بعد رفتن من گفت واقعا پاک بودی من قدرتو ندونستم