خانما ما دوران عقدیم فعلا
از شام اومدم خونه مادرشوهرم ، شبم میمونم ( هر دو هفته یا هفته ای بار شبت میمونم خونشون)
موقع سفره جمع کردن داشتم یکی از ظرفارو که خورشت داشت یکم میزاشتم سر اوپن ، شوهرم داشت قایمکی برام شکلک در میآورد حواسم پرت اون شد ، لبه آشپزخونه رو ندیدم هم خودم افتادم هم طرف خورشت افتاد رو سرامیک شکست، سرامیکم کثیف شد ، لباسیم که میخواسنم بپوشم برا شب اونم کثیف شد 😐🥲( شب میخوابم خونشون)
مادرشوهرم گفت فدا سرت عب نداره ولی خودم خیلییییی شرمنده شدم و حس دست و پا چلفتی بودن بهم دست داد
شوهرمم مونده بود بخنده یا بیاد گند منو جمع کنه
الانم یکی از تیشرتای گشاد شوهرم تنمه😂
شمام تا حالا خونه مادرشوهرتون خرابکاری کردید