۲۵ ازدواج کردم حدود ۲۸ بچه اول را آوردم
بارداری سختی داشتم و استراحت بعد هم مشکلات زندگی و بچه و کلا من از فکر بچه دوم خارج شدم وقتی پسرم ۷ ساله شد پدرش مجدد گفت اقدام کنیم
خلاصه بگم و دردسرت ندم بعد از آن دو بار باردار شدم و سقط شدن
یکی وقتی بچم کلاس اول بود یکی کلاس سوم شاید اگه سن پایین تر اقدام میکردمبدنم آمادگی بهتری میداشت واسه بارداری
حتی الان که توان و نیروی بدنی خودم را با یکی دو سال قبل مقایسه میکنم میبینم با اینکه هنوز زیاد سنی ندارم اما خیلی نیروی بدنیم کم شده خوب اون سقز ها هم مزید بر علت شدن
من دیگه کلا مخالف ولی شوهرم شدیدا موافق الان باز باردارم و استراحت مطلق و کلی استرس و دردسر
همیشه به همه میگم بعد ازدواج زود بچه دار بشید و حتما فاصله سنی دوتا بچه با هم کم باشه شاید اوایل دوتا بچه مثلا با اختلاف سه سال ، سخت باشه ولی سختی نهایت تا سه چهار سالگی بچه دوم هست بعد هر دو با هم از آب و گل در آمدن با هم بزرگ میشن و بیشتر به درد هم میخورن تا اینکه فاصله دوتا بچه ۱۰_۱۲ سال باشه
مثلا بچه اول من ۲۰ ساله باشه بچه دوم ۱۰ ساله اصلا به درد هم نمیخورن ولی اگه یکی شون ۲۰ ساله باشه اون یکی ۱۷_۱۸ ساله خوب با هم، هم فکر هستن رفیق هستن و به جای اینکه وقتشون را با دوست و رفیق کوچه خیابان بگذرونن که آدم شناختی نسبت بهشون نداره ،وقتشون را با هم خون خودشون میگذرونن
مهم تر اینکه آدم وقتی سن کم بچه بیاره بیشتر حال و حوصله سر و کله زدن با بچه را داره ،بیشتر انرژی واسه تربیت یا سرگرم کردن بچش داره و بیشتر لذت میبره تا اینکه ۴۰ سالش باشه و بخاد حامله بشه و بچه بزرگ کنه
خلاصه اینکه تجربه ۱۴ سال زندگی و سه بار بارداری سخت و پردردسر را خواهرانه برات گفتم امیدوارم که شما بارداری های راحت و آسان و شیرین داشته باشی و نظرم برات مفید باشه