من پنج ساله انتظار این لحظه رو با جون دل کشیدم پنج ساله هر وقت از زندگیم خستم وقتی به این لحظه فکر میکردم میگفتم تو هنوز به آرزوت نرسیدی خسته ای؟ پنج ساله به شوق این لحظه چشام میبندم تا بتونم خوابش ببینم و با شوقش بیدار میشم پنج ساله تمام فکر و ذکرم بود که حالا شد سبک زندگیم ! واقعا تمام اون شب بیداری صبح زود بیدار شدنا تلاش کردنا مطالعه کردنا گریه ها همش نتیجه میده امید داشته باشید یه روزی میتونید آرزوهاتون
بالاخره کارهای مهاجرتم داره تکمیل میشه ایران عزیزم رو به مقصد آرزوهام رها کردم برای من که به هیچ چیز کشورم کوچک ترین وابستگی نداشتم راحت بود اما شروع یه زندگی جدید تو یه کشور دیگه برام چالش برانگیز اما بی نهایت جذابه خدایا صدهزاران مرتبه شکر
