اره عزیزم جدی
سم خالص بود کلا دو سال با هم در اتباط بودیم سال اول ک بعد سه چهار هفته از شروعش کات کرد کلا دو سه روز اشتی چن هفته قهر و کات میکرد سال دوم هم ک ب کل کات
پنج سال التماسم میکرد بهش اوکی بدم قبول کردم ی مدت برا اشنایی باهم باشیم چون فامیل بود ی کاری کرد همه فهمیدن باهمیم و ازون طرف منم ی کم وابسته شدم و از طرفی ب خاطر ابرو کوتاه میومدم همیشه این شروع کرد ب جفتک انداختن و اذیت کردن لجن لاشی چقد ازارم میداد
بار اخر ک رفت ی سال بعدش برگشت اول با التماس بعد با تهدید ک باید با من باشی وگرنه میکشمت ال میکنم بل میکنم ولی کامل دیگه از چشمم افتاده بود قلبم سنگ شده بود
همون موقعا ی خاستگار سنتی برام اومد ردش کردم اما پسره عاشق شده بود اینقد اومد رفت تا اوکی گرفت قبول کردم ۳ ماه برا اشنایی با هم باشیم و اگر جوابم ن بود با دلیل ردش کنم
خلاصه موفق شد و خدا رو هزاران بار شکر زنش شدم
اون لاشی حرومزاده هم خیلی تلاش کرد عقدمو بهم بزنه نتونست لجن خان 😃