به یه گاوی در گذشته از اقوام فراااااا دووووور ابراض علاقه کرده باشین درحالیکه به شدت تخس و مغرورید و ناخواسته دستتون پیش خودش و خانوادهش رو شده و کلی خاطره ساختین و یه جا شما برای حفظ غرورتون تصمیم گرفتید چندین سال به اون محل رفت و آمد نکنید و نکردید و وقتی بعد سالها رفتید خبر نامزدیشو بهتون بدن و به همون موازات مراسمی از طرف شما پیش بیاد که شما جزء میزبانانِ مشخصِ مجلس محسوب میشین و یکبار حضور داشتید و خانوادهش مدام سعی دارن به شما نزدیک بشن و بعضا کنایه هم شنیدید که مثلا خوشبخت بشی و معلوم نیست دعا بوده یا کنایه چون از طرف یه فرد کرمدار گفته شده
با توجه به اینکه مراسمات مال شماست و اونا به مراسم شما میان
برای آرامش روانتون در سایر زمانهای برگزاری مراسم شرکت میکردید؟
من دو جلسه رو نرفتم بهم گفتن نامزدشو آورده بودن
نمیخوامم با نبودنم بعد این همه سال فکر کنن اون عتیقه برای من مهم بوده یا ناراحتم
بیشتر از اینکه اونا خودشون رو میخوان یادآوری کنن ناراحتم
چیکار میکردید؟ میرفتید یا نمیرفتید