حمومش تو حیاطه منم۱۵ سالمه تازه از حموم اومدم شاید خلیا از شب حموم رفتن میترسن برای باور های غلط که نکنه بترسیم یا حالا دو حرفیا بیان سراغمون با از ترس چشمشون زیر دوش باز نگه میدارن ولی من بر یک چیز باور دارم که باعث شده نترسم اولش شب فرقی زیادی با روزا نداره دومش هرچیزی که شما ازش میترسید باز آفریده خالق هست وقتی شما به خالق باور قوی داشته باشید هیچوقت جرعت نمیکنن بیان سراغ شما تا خدا نخاد خدایی که من دیدم در سخت ترین شرایط دستمو گرفته هیچوقت نمیزاره آسیبی به من برسه الکی خودتونو نترسونید خلاصه 💚
نظری انتقادی هم دارید بفرمایید