2777
2789
عنوان

همش احساس می کنم مادرم برمی گرده

242 بازدید | 10 پست

میگید ممکنه 

بنظرتون ممکنه همین نزدیکی همه اموات که زود رفتن برگردن زمین

اونجا که مولانا میگه:  هرکس بد ما به خلق گوید ما چهره ز غم نمی خراشیم، ما خوبی او به خلق گوییم؛  تا هر دو‌ دروغ گفته باشیم

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

طبیعیه احساستون من بچگیم پدرم از دست دادم همیشه با خودم فکر میکردم این یه خوابه بیدار میشیم دوباره زندگیمون مثل قبل هس با گذشت زمان تونستم کنار بیام و بدونم خوابی در کار نیست نبود پدرم عین واقعیته در اصل این صبری که خدا به انسان میده تا مصیبت پشت سر بذاره وگرنه ادم از پا درمیاد

طبیعیه احساستون من بچگیم پدرم از دست دادم همیشه با خودم فکر میکردم این یه خوابه بیدار میشیم دوباره ز ...

کاش این حس واقعی بود خسته شدم.. اصلا اطرافیان خوبی ندارم..حتی سر یادگاری که بهم داده ازم خواست به پدرم خیلی اعتماد نکنم یه وقت دیگه بهم نمیده..

باورم نمیشه یعنی به این راحتی؟؟

اونجا که مولانا میگه:  هرکس بد ما به خلق گوید ما چهره ز غم نمی خراشیم، ما خوبی او به خلق گوییم؛  تا هر دو‌ دروغ گفته باشیم

خواب شون شاید ولی خودشون غیرممکنه

اگه مصلحتم در این باشه که مادرم برگرده .. یعنی امکانش هست برگرده دوباره کاش معجزه بشه

اونجا که مولانا میگه:  هرکس بد ما به خلق گوید ما چهره ز غم نمی خراشیم، ما خوبی او به خلق گوییم؛  تا هر دو‌ دروغ گفته باشیم

اون اصلا نرفته ک برگرده هست بهت اگاهه فقط فیزیکی کنارت نیست 

متاسفم و امیدوارم روحش در ارامش باشه و ب قلب تو هم ارامش نازل بشه

میخام ب خانواده تم هیچی نگم برعکس همیشه اروم اروم وسایلامو جمع کنم ی روز مونده ب رفتن برم چمدون بخرم بریزم توش و برم ،بابا اگر سر کار بود مهم نیست مامانم سر کارش بود مهم نیست خانواده بودن نبودن دیدم ندیدم مهم نیست  میخام بدون ندیدن و خداحافظی کردن برم ،من اومدم ک سال اخر قشنگی داشته باشیم خیلی تلاش کردم و قشنگ هم ساختم اونا بلد نبودن قشنگی بسازن دل شکستن،اینجا ک نوشتم برای کسی ننوشتم برای خودم نوشتم چون چندین بار در طول روز امضای خودمو میخونم و هر قسمتش ی غم و شادی را یادم کیاره ک باید بمونه، ...غمگین ترین تصمیم مهاجرت بود ک خیلی طول کشید تا بپذیرم و برم دنبالش،ولی الان بابت اون تصمیم غمگین طولانی خوشحالترین و شکرگذارترینم،خوشحالم ک در کنار اصیلترین دیندارترین غیورترین فرزندان کوروش💔 نخواهم زیست *امروز دلم خواست بنویسم نزدیک ب پانزده ساله منتظرم امروز ک روزها را شمردم دلم ب حال خودم سوخت پونزده ساااال هرشب انتظار و دعا و نذر و نیاز و شکست ...دعام کنید حتی الانم با ناامیدی و خستگی نوشتم دعام کنید یعنی تموم میشه این انتظار یا اینکه من تموم میشم؟ امروز هفده مهر نذر حدیث کسا برداشتم برای انتظار میدونم ک پشت این میام مینویسم انتظار پونزده ساله من ب لطف پنج تن آل عبا تموم شد و همه چیز اونجور ک میخاستم با خوشحالی و رضایت و برکت سر اومد💕😍یادتونه اول پروفایلم نوشته بودم از سگ کمتر و اینا؟ب خاطر امتحانم نوشته بودم،اون آزمون به سر رسید با موفقیت بزرگ و خوشحالی و خوشگذرونی بزرگتر و خاطرات شیرین تر به پایان رسید♥️اونقدر شیرین ک شب ازمون مصاحبه ام اوکی شد،و تا چند روز دیگه دختر زیبای گیسو کمند چشم تیله ای می‌ره ب هامبورگ زیبا💌😅بزنید دست قشنگه را،ماشالله لاحول و لا قوة الا بالله آل‌علی العظیم استغفرالله ربی و اتوب و الیه هیچوقت از اینا ننوشتم ولی الان دلم میخاد بنویسم♥️💝😌

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792