سلام دیشب خونه مادرشوهرم بودیم
همسرم و پدرش باهم کار میکنن محل کارشون نزدیک خونه هست و اونروز بخاطر گرما عصر و اینا شروع کرده بودن ب کار کردن بخاطر همین شام که برنج و جوجه بود رو مادرشوهرم گف تو جوجه ها رو درست میکنی یا چای میبری برای اونا
گفتم جوجه درست میکنم
هیچی خلاصه رفتم درست کردن و اینا اتیشم خیلی داغ و گرم بود ی خواهرشوهر هم دارم که ۱۹سالشه اصلن نیومد کمک (وایساد داخل سفره و بشقاب و اینا رو اورد
ب بهونه اینکه پوستش حساسه میره لیزر خالای صورتش خلاصه ی چند دقیقه ای هم شوهرم میومد و میرفت دوباره تا اینکه اینا پخته شد پدرشوهرم و اینام کارشون تموم شد اومدن خونه و موقع کشیدن غذا بود مادرشوهرم برای دخترش و شوهرش و پسرش برنج کشید
بعد قابلمه رو گذاشت کنار من گف تو خودت بکش برا خودت
و خودش جوجه ها رو گذاشت داخل پیش دستی و پخش کرد من خیلی بهم برخورد کم کشیدم
گف چرا کم برداشتی گفتم گشنم نیست و زودتر از همه غذام تموم شد
همیشه هم وقتی خونشونیم ظرفا رو کمک میکنم
بنظرتون چیکارکنم حس میکنم چند وقته رفتارش عوض شده قبلن از این کارا نمیکرد