دلم براش میسوزه من کلا خیلی دل رحم هستم
آشپزیشو من میکنم چون مامانمون نمیتونه کار کنه
لباساشو من میشورم، حتی پاهاشو من ماساژ میدم چون واریس داره
کلا خیلی از داداشمو مامانم مراقب میکنم
الان خاستگار اومده داداشم نمیزاره اذدواج کنم و کل فامیل هم فهمیدن دلیلش اینه که من کاراشو انجام میدم
داداشم 39 سالشه خیلی براش خاستگاری رفتیم رو همه دخترا عیب میزاره
حتی من خاستگارمو که قبول کردم بغض کرد دلم براش خیلی سوخت و دوبارع گفتم نه به خاستگارم
چه غلطی کنم؟؟؟ دلم مرگ میخاد