2777
عنوان

مامانم

202 بازدید | 14 پست

مامانم همش دنبال دعواست حس میکنم دو دقیقه خوبه دودقیقه بده من حالم خوب بود همینجور الکی اعصابم رو خورد کرد 

صدام کرد منم جواب دادم بعد چند دقیقه اومد تو اتاق گفتم جوابتو دادم چیزی نگفتی بعدش گفت چرا انقد بد اخلاق شدی دوباره گوشی گرفتی دستت رفته ولی فای رو خاموش کرد حالم خوب بود الکی حالمو بد کرد اصلا گرفته ام

هر وقت حس کردی دیگه نمیتونی و وقت تسلیم شدنه، همون موقع است که باید باشی و قوی تر از همیشه ادامه بدی ...‌‌.

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

منم ی عدد مامان مودی هستم 😅

ولی همیشه توی این قضایا من آدم بده هستم

هر وقت حس کردی دیگه نمیتونی و وقت تسلیم شدنه، همون موقع است که باید باشی و قوی تر از همیشه ادامه بدی ...‌‌.

دقیقاااا من همین الان😑💔

گفته بود 20 دقیقه به 3 چایی بزار 

30 دقیقه به 3 بود صدام کرد دوباره گفت گفتم باشه تا پاشدم رفتم دیدم خودشم سریع بلند شد 

میگه حالا ک خودم پاشدم میای 

سر هیچی الکی گند میزنن تو اعصاب آدم

میگم دلم درد میکنه میگه انقدر کم تحرکی همش تو گوشی ای

دقیقاااا من همین الان😑💔گفته بود 20 دقیقه به 3 چایی بزار 30 دقیقه به 3 بود صدام کرد دوباره گفت گفتم ...

دقیقا همینه منم همینجور الکی حالمو خراب می‌کنه بعد میگه چرا انقد گرفته حالم از این اخلاقت بهم میخوره واااای

هر وقت حس کردی دیگه نمیتونی و وقت تسلیم شدنه، همون موقع است که باید باشی و قوی تر از همیشه ادامه بدی ...‌‌.

دقیقا روانمو دادم اجاره از دستشون

خسته شدم دیگه تا میام به روز خوب باشم حالم خوب باشه گند میزنن به اعصابم 

هر وقت حس کردی دیگه نمیتونی و وقت تسلیم شدنه، همون موقع است که باید باشی و قوی تر از همیشه ادامه بدی ...‌‌.

عادت کنین و تحمل کنین تا کم حوصله بشن و گیر ندن.چاره ی دیگه ای نیس

بعید می‌دونم کم حوصله بشن بیشتر ادامه میدن

هر وقت حس کردی دیگه نمیتونی و وقت تسلیم شدنه، همون موقع است که باید باشی و قوی تر از همیشه ادامه بدی ...‌‌.

دقیقا مثل مامان من 

سر هر چیزی با من دعوا میکنه اعصابش از یه جا دیگه خورده سر من خالی میکنه یه حرفایی میزنه که من واقعا ناراحت میشم وقتی دعوامون میشه جیغ میزنه هر چی میخواد به من میگه وقتی من میام جواب بدم میگه جیغ نزن ابرو نداری تو و.... وقتی هم من جواب ندم برم تو اتاق میاد ادامه اش و میگه تا انگار من اعصبانی بشم 

پارسال خواهراش هر چی خواستن راجب من گفتن من اولش هیچی نگفتم هیچی بعد اعصابم خورد شد تا یه چیزی میگفت منم میگفتم ابجیاتن یا داییم زنگ میزد ابجیاش و میکوبیدم بعد سریع کارد میگرفت دعوا میکرد الان هم که همینه منم سعی میکنم تا جای ممکن با داداشم حرف بزنم برم تو گوشی ولی باهاش خیلی حرف نزنم فقط از خدامه زود تر انتخاب رشته دانشگاه یه جای دور برم از دستش راحت بشم

دقیقا مثل مامان من سر هر چیزی با من دعوا میکنه اعصابش از یه جا دیگه خورده سر من خالی میکنه یه حرفایی ...

منم دلم میخواد برم تنها زندگی کنم 

همش الکی غر میزنه  اصلا درک نمیکنن ادم رو ش

هر وقت حس کردی دیگه نمیتونی و وقت تسلیم شدنه، همون موقع است که باید باشی و قوی تر از همیشه ادامه بدی ...‌‌.

منم دلم میخواد برم تنها زندگی کنم همش الکی غر میزنه اصلا درک نمیکنن ادم رو ش

کاش فقط غر زدن بود هر چی میخواد میگه من برای فرهنگیان مجاز نشدم انقدر این و کوبید تو سرم از اونورم کلاس ابجیاش شروع شد که ما رفتیم دانشگاه و فلان حالا جز یکیشون هیچ کدوم فرهنگیان قبول نشدن من هیچی نگفتم، گفتم اشکال نداره بزار بگن ولی از حرص اینام شده هر رشته ای باشه میرم فقط از شرشون راحت شم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
داغ ترین های تاپیک های امروز