دیشب گفتم ک رفته بود خونه مادرش منم خونه مادرم بودم وقتی اومد دنبالم خیلی خوشحال بود و باهام خوب بود ولی بعد سر هیچ و پوچ ی دعوای اساسی کردیم کلی ب خانواده ام توهین کرد و شب منو از خونه بیرون کرد!!!ولی من باز اومدم خونه و گفتم تو گمشو بی غیرت من چرا برم بیرون اونم رفت و گفت میرم ایندفعه دیگه منو نمیبینی بعد ی ساعت برگشت اولش درو باز نمیکردم بعد باز کردم اومد تو ،،، از دیشب اون تو پذیرایه من تو اتاق، حالم ازش بهم میخوره توهین کرد بهم خیلی بنظرتون چیکار کنم؟؟؟ امروز اصلا نمیخام ببینمش و باهاش روبرو بشم ؟؟؟ بنظرتون چیکار کنم ک احترامم حفظ شه و بفهمه عن خوری کرده؟
مردا خیلی ساده هستن فقط ظاهر قضیه رو میبینن. سعی کن خودت رو خیرخواه مادرش نشون بدی فقط در کلام.مثل مادرشوهرا که حرفاشونو میزنن آخر میگن قدر زنت رو بدون یه وقت دست روش بلند نکنی🙄.یه وقتایی میوه بخر برو خونه مادرشوهرت .تنهایی نه با شوهرت.
خانواده اش فقط بد گویی که نمیکنن بهش میگن اگه مثلا فلان کار رو بکنی نتیجه اش اینطوری میشه بعد یک عمر راحتی احتمالا او داشته به نتیجه طلایی که منتظرش بوده فکر میکرده....راستی شغل همسر چیه؟ کدوم شهر هستین؟
مرد،it,s good to be important ..but it,s more important to be good....
نه ولی عروس هستم، مادرم اگر بتونه منو پر کنه به جون شوهرم وبگه نزار تنها بره ومن قبول کنم وناراحت بشم از رفتن به خونه ی پدرش واخم کنم پس شوهر هم میتونه از مادرش پیروی کنه،درضمن مگه خواهر شوهر هیولا هست خودت برادر نداری مادرت برادر نداره،