دختر طفل معصوم وقتی باهام بحثش میشد گوشی ایفون مینداخت تو توالت و سیفون رو میکشید و تصور کن ایفون 16 رو بندازی تو دستشویی و سیفون رو هم بکشی
طفل معصوم هرچی میشنوید از من رو میرفت به مامانش میگفت مامانش هم به باباش میگفت و برعکس هرچی از باباش میدونست رو به من میگفت طوریکه من کل زندگی باباشو میدونستم باباشم کل زندگی من رو میدونست
طفلکی هربار لباس میخواست براش مارک میخریدم
هر موقع سر میز نهار میخوردیم براش لقمه میگرفتم و وقتی اون سیر میشد خودم میخوردم
طفلی خیلی معصوم بود طوریکه شبا موقع خواب دستم بالشت زیر سرش بود و مجبور بودم تا صبح به یک شونه بخوابم که بیدار نشه
وقتی براش حلقه ی نشون خریدم 8 گرم برای من یک ساعت خرید به پول الان 1 میلیون که دقیقا بعد 3 ماه عقربه هاش افتاد داخل خود صفحه ساعت
بازم بگم؟؟