2821
2789
عنوان

ضد حال

48 بازدید | 5 پست

دیروز شوهرم از ظهر می گفت بریم شب بیرون و بازار و ....

شب شد. من یک کم کارا رو کردم بعدش توی اتاق بودم گفتم میخوایم بریم یا نه؟ دیدم هیچی نمیگه. گفتم شاید نفهمید. یک ربع بعدش رفتم توی هال بهش گفتم میخوای بریم؟ دیدم بازم ساکته.... فهمیدم صدام شنیده اما دیگه نمیخواد بره.

از اینکه نرفتم ناراحت نیستم از اینکه ساکت بود و جوابم نداد.

از اینکه ضد حال خوردم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

بشین باهاش حرف بزن و دلیش بپرس

ددلیلش این بود که شب بود و دیر شده بود برای بیرون رفتن.

وقتی دوبار پرسیدم هیچی نگفت .ساکت بود.

خوب تو که نمیخوای بری حداقل وعده نده.

اگر هم ازت میپرسم قشنگ بگو دیر شده. فردا شب میریم. یا اصلا بگو دیگه حالش نیست. نه اینکه سکوت کنی

ددلیلش این بود که شب بود و دیر شده بود برای بیرون رفتن.وقتی دوبار پرسیدم هیچی نگفت .ساکت بود.خوب تو ...

خوب اینجوری نباید ازش می پرسیدی مثلا می گفتی چرا ساکتی یا اتفاقی افتاده شاید واقعا یه خبری بهش دادن یا پیام اومده براش 

خوب اینجوری نباید ازش می پرسیدی مثلا می گفتی چرا ساکتی یا اتفاقی افتاده شاید واقعا یه خبری بهش دادن ...

صبح ازش پرسیدم.

هر حبری یا اتفاقی رو میتونست همون لحظه بگه. 

2824
2823
2791
2779
2792