بابام قرعه کشی باز کرده بود بعد امروز رفتم خونه بابام مامانم میگفت بابا قرعه کشی شو نمیخاد امروز میگفته آره بیا باشه مال تو بعد چند ساعت داداشم زنگ زد که قرعه کشی بگو اسم منم بنویسه منم میگم حالا بابام نمیخاد داداشم همون بابام نوشته قسطشو بده دیگه کلن واسه داداشم باشه فقط بگم اسم و عوض کنه اسم داداشم و بنویسه ( چون بابام نمیخاد) زشته مثلن من بگم میگم شاید اونا قرعه شونو خاسته باشن هاا:/ من دیگه زنگ زدم به مامانم گفتم . مامانم گفت که نه نمیخاییم باشه واسه داداش منم دیگه هیچ نگفتم کاری بدی کردم آره بابام شرمنده مثلن شد و اینا البته اونا نگفتن نمیخاییم ولی مامانم میگفت که بابام بهم میگفته قرعه کشی باشه واسه تو مامانمم چون نمیتوانسته قسطش و بده گفته نه نمیخام
نباید زنگ میزدم به من ربطی نداشت ارع؟