آخرین باری که باهم صحبت کردیم بعد از بهم خوردن عروسیم قرارشد که بدون عروسی و بی سروصدا بریم سر زندگیمون.ولی این آقا سر این تصمیمش بیش از دو ساعت نموند و نمیدونم از کی ولی ینفر پشیمونش کرده بود جوری که برگشت بمن گفت که نمیخام فعلا برم سر خونه زندگیم
من و تو باید باهم بریم مشاوره باید ببینم تو اصلا بدرد من میخوری یانه تو مشکل اعصاب داری تو بیا بمن تعهد بده که رفتیم سر زندگیمون باهم دعوا نمیکنیم
و ما در طول یکسال عقدمون هزاران مشکل سر همین دهن بین بودن و دروغگویی این آقا داشتیم
خلاصه بعد آخرین صحبت و بحثمون که این حرفارو بزن زد برگشت گفت اره برو دیگه بمن زنگ نزن.
منم از اون روز بهش زنگ نزدم و یکماه طول کشید در طول این یکماه این آقا نه سراغم اومد نه بهم زنگ زد هیچی بیخبر بیخبر بود ازمن
منم رفتم مهریه و نفقه رو در جریان گذاشتم
الان بعد یکماه پیداش شده
برگشته میگه بخدا مارو جادو و طلسم کرده بودن که من اونجوری گفتم ولی دیروز سرکه ریختم تو خونه نظرم برگشت من عاشق توام من میمیرم برات و بدون تو نمیتونم زندگی کنم و گوه خوردم اگه حرفی زدم و کاری کردم
و برادرش هم در به دقیقه زنگ میزنه که ببخش برگرد سر زندگیت
واقعا به نظر شما این بشر آدم بشو هست؟