قهر که نبودم
انقدر درگیر بدهی و قسط و قرضامون بودیم که خودمون دوتا همش میترسیدیم پول جمع میشه یا نه( خداروشکر بیشتر از خرجمون هم دراومد)
ولی ناراحت کارای مادر شوهرم و دلخوریای آخر عقد بودم
ولی توی دلم ریخته بودم و تمام عروسی سعی کردم خوشرو باشم ، با همه برقصم و لبخند بزنم