۱۹ سالمه ده ماهه عقد کردم
دیروز پریود شدم روز اولم بود مامانم سر کار بود من دو تا خواهر دارم یکی ۱۰ سالشه یکی ۱۵ سالشه
خواهر کوچیکترمو بردم باشگاه آوردم شب مامانم گفت کارایی که مونده رو انجام بده ( به خواهرم که ۱۴ سالشه هیچی نگفت ) من هم جارو برقی کشیدم داخل خونه رو
هم میز ها رو دستمال کشیدم هم شام درست کردم هم ظرفا رو شستم خواهرم دست به سیاه سفید نزد چرا ؟چون که ظرفای ظهر نوبت اون بوده چهارتا بشقاب شسته
یادمه همین چند وقت پیش خواهرم گفت من سرم درد میکنه نمیتونم ظرفا رو بشورم شام خوردی میتونی ظرفا رو جای من بشوری ؟ منم گفتم باشه با اینکه ظهر من ظرفا رو شسته بودم بازم به جاش شستم گفتم گناه داره
ولی دیشب هیچ حرکتی نزد مامانم هم هیچی نگفت بهش
امروزم خواهرمو بردم مدرسه کار داشت ( چون مامانم سرکار بود نتونست باهاش بره من رفتم) بعد ظهر که برگشتیم خونه من پاهام خیلی درد میکرد مسکن خوردم نهار هم خوردم بعد چون مسکن خوردم خوابم برد ساعت ۲ و نیم خوابیدم تا ۶
بعد مامانم از سرکار اومده میگه چرا لباسای تو اتاق رو جمع نکردی ؟ گفتم پریودم پاهام خیلی درد میکنه قرص خوردم دراز کشیدم چون مسکن خوردم خوابم برد
( خواهرم جفت شون بیدار بودن هیچکدوم هیچ کاری نکردن) تهش مجبور شدم خودم جمع کنم
به خواهرم باشه از یه هفته قبل میگه نزدیک پریودمه تا رختخوابشو بهم میگه تو جمع کن بعد به من که میرسه اینجوریه