اره برادرش عاشق خالم بودو فقط به خواهرش گفته بود بعد خواهرش به خالم نگفت بدبختش کرد بعد عقد خانم یادش افتاده بودبه خالم بگه با یه پسر سطح پایین بعدش دوست پسره جلوی خالم سوتی داده بود اره رفتیم برات دعا گرفتیم تا عاشق طرف شی همه ما از تعجب شاخ در اورده بودیم خالم چجوری عاشق این شده ولی حیف اون موقع که سوتی داده بود خالم حامله بود