قربونت برم😂 حالا که داری میخونی به عشق خودت یکی دیگه هم میگم😁
مثلا یه سفر چهار پنج روزی پیش اومده براش و رفته
قبل سفر که کلی خودمو لوس کردم و کلی نازمو خریده و قول داده صحیح و سالم برگرده و حواسش به خودش باشه
در طول سفر هرشب چت و زنگ
حالا قراره امروز برگرده
عقد هستیم و خونه باباشم
با مامانش ناهار رو حاضر کردم و سالاد درست کردم که خودمو مشغول کنم، جارو زدم، وسایلشو مرتب کردم، خلاصه هرکاری کردم که زمان زود بگذره برام. وقتی میرسه من توی اتاقشم. باباش در رو باز میکنه
سریع میرم توی هال ولی از اونجایی که خواهر برادر مجرد توی خونه داره و بهتره جلوشون رعایت کنیم نمیشه حرکت عاشقانهای زد
میرم دم در هال وایمیستم تا از حیاط بیاد
در حال خوش و بش با پدرشه
وارد که میشه از نگاهش دلتنگی میباره، آروم میگه سلام دورت بگردم و دستشو میندازه دور کمرم و یه بغل خیلی کوتاه
بعد سلام و احوالپرسی با بقیه اعضای خونواده
میره توی اتاق که وسایل رو بذاره منم پشت سرش
همین که در بسته میشه بیطاقت بغلم میکنه و به خودش فشارم میده
من اونو فشار میدم اون منو فشار میده
بغض میکنم میگم ینی دیگه تموم شد؟ برگشتی؟
صورتمو تو دستاش میگیره بدون توجه به سوال من همه جای صورتمو نگاه میکنه با دلتنگی زیاد... میگه الهی من بمیرم برات که تو غصه خوردی از نبود من
میگم خدا نکنه آخه دورت بگردم
بعد بوسهای هیجانی از لبها
ولی از اونجایی که باید زود بریم بیرون مجبوریم با دریایی از دلتنگی از هم جدا شیم و بذاریم برای شب
بعدشم که همش قفل شدن نگاهها و حرکاتی که نشان از دلتنگی شدید دارد
الهی من بمیرم برای این عشق خیالی قشنگم🫠❤️😍😂