مثلا بحث پیش اومده و قهریم با هم
مقصر هم منم
عصر که رفته بیرون شیرینی پختم
وقتی برمیگرده با چای میبرم براش، از اونجایی که میدونم عادی جوابمو نمیده روی یه کاغذ کوچولو نوشتم: میشه منو ببخشی قندعسلم؟ اگه آره که بفرمایید شیرینی آشتیکنون🫴🏻
و با خلال دندون بذارم روی شیرینیا
وقتی میخونه یه پوزخند میزنه از اون پوزخندا که یعنی دلم نرم شده از دست این شیطنتهای تو...
با نگاه شیطون و مشتاق و منتظر نگاش کنم که شیرینی برمیداره یا نه
برداره و با نگاهش به تلویزیون و مثلا اخم بخوره
بخندم بگم قربون قلب مهربونت برم که اینقدر زود راضی میشه🥹 و لوس ادامه بدم: بخشیدی منو؟ هوممم؟
اونم بگه از دست این زبون تو مگه من میتونم قهر بمونم؟
و با اشاره به شیرینیا بگه چقد خوشمزه شده، دستت طلا
و این چنین آشتی صورت پذیرد