بعد الان شوهرش فرار کرده
بلاتکلیفه
ب داداش بزرگش گفته زنگ بزنید ریش سفیدا بیان تکلیفمو مشخص کنن
داداشش زنگ نمیزنه میگ سکوت کن فعلا
بعد خاهرشوهرم باهام حرف میزد میگفت لیلا( حاری بزرگه) گفته ب امیر(شوهرم) بگو زنگ بزنه ب ریش سفیدای فامیل شوهرت
میگفت لیلا گفت شوهرم زنگ نمیزنه و اون یکی داداشاتم زنگ بزنه محمد( برادرشوهر بزرگه شوهر لیلا) دعواشون میکنه
به امیر بگو بزنه امیر دیوونه س کسی باهاش کاری نداره ینی کسی قاطی کارش نمیشه و.....!!!؟؟؟؟
این چرا اینجوری گفته خدایی