واقعا اعصابم خورده
خسته شدم از مادرم
خسته شدم از دوست پسر بازی هاش
خسته شدم از اینکه حتی جلو اونا از من که دخترشم بدی میگه، میگه من دو قطبیه روانیم خب زشته
خسته شدم از اینکه تا نصفه های شب هار هار زنگ میزنه با اون میخنده فقط منو بچزونه
خسته شدم از اینکه الکی جلو نقش بازی میکنه پشت سرم یه چیز دیگه
خسته شدم ازش ببخشیدا ولی از وقتی با اون پیرمرد وارد رابطه شده حالم ازش بهم میخوره
انگار آدم بی مادر باشه خیلی بهتره 😭😭😭
خانما چی کار کنم خسته شدم
نیاید بگید برو با پدرت
پدرم هست تنها کسیم هست که واقعا دوستم داره و برام بهترینا رو میخواد منتها چون جدا شدن از هم پدر دیگه کلا سرگرم کاره
و کارش جوریه که مثلا یک هفته میره ماموریت یه شهر دیگه
بگید چی کار کنم
خستم
دست به دامن حضرت فاطمه شدم اون مادر واقعیمه
من دو سال دیگه کنکور دارم و بعید میدونم این کثافت کاریای مامانم بزاره من تمرکز کنم
خانما نذری چیزی
میخوام رابطتشون بهم بخوره
نگید بده این کار
اون پیرمرد همش دستور میده به مامانم که چی کارا باهام انجام بده
همش زیر سر اونه میدونم
خانما دستم به دامنتون اگر کسی رو داشتم هیچ وقت به خودم این اجازه رو نمیدادم که از کسی کمک بگیرم
پس کمکم کنید