خانما من شوهرم معلم دیگه می دونیدکه کل تابستون وعید و........همه اش خونه است سالی که گذشت هم فقط سه رو درهفته کلاس گرفت به این بهانه که خالی داشته باشمداگرخصوصی بهم خوردبتونم برم بچه هامن خیییییلییییی صبورم ولی دیگه بریدم به شدت برونگراست ودائم بابچه هام کل کل می کنه بچه هاروعصبی وپرخاشگر کرده من همیشه سعی می کنم جلوی بچه هاطرفداری شو کنم ولی آتیش می گیرم وقتی سرهرچیزکوچیکی بدترین توهین ها وبشون می کنه ومتاسفانه الان پدربزرگم که ۹ سالش هست بهش برمی گرده ومن هرچی هشدارمیدم که نتیجه ی رفتادخودته بدترازمن طلبکارمیشه توروخداکمکم کنیدمن خیلی بی عرضه ام چندروزپیش بهش گفتم بایدهای صبح بری کتابخونه هرموقع کارت بالپ تاپ تموم شدهای کلا روزهابروانجا به کارهات برس ولی سرحرفمنموندم واونم نه جدی می گیره نه انجام میده خواهش می کنم بهم راهکاربدیدواینکه خاک برسرم باانتخابم
[QUOTE=388632649]تو برعكسش كن برو بيرون با بچه ها كاراي خونه هم هر چي رسيدي انجام بده نرسيدي هم بذار ...
اتفاقا میرمبیرون هرشب بابچه هامیرم مسجد ولی خسته شدم به کارهای خونه ام نمی رسم اگه نرم بیرون که هیچی دیگه ولی بیرون خونه فرصت تربیت بچه ها وندارم نمی تونم باهاشون بازی کنم مثلا دوسه ساعت مسجدیم من اونجاخادم هستم بچه هامپسرن تونستم مردونه نمی بینمشون یاخونه ی مادرم گاهی می برمشون بازاونحاهم جای تربیت و...نیست می خوام خونه باشم بابچه هام وقت بگذرونم روی اخلاق وتربیتشون کار کنم
خدا توفیق صبر بهتون داده من اصلا حوصله شنیدن کل کل غر سروصدا ندارم
به خدامن نمی دونم چرامیگن خانما غرغر می کنن دلممیخواد فیلم بگیرم من اصلا بلدنیستم غربزنم ولی مداااااام غر میشنوم گاهی میگم شایدچون من غر نمی زنم شوهرم اینمدلی شده