2777
2789

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

محل کار قبلی من که سم خالص بود

اصن یادش می‌افتم حالم بد میشع

بهش گفتم:میگن وقتی توی زمستون باد گرم میوزه قراره برف بباره بعدش...یادمه چهار سال پیش که به تازگی باهم آشنا شده بودیم یه شبی باد گرم وزید...قبل از هر چیزی به این فکر کردم که اگه برف سنگین بباره،اگه برقا مثل هر سال قطع شه،اگه نتونم گوشیمو شارژ کنم چه جوری چند روز ازت بی خبر بمونم ؟اصلا چجوری زمانم باید بگذره؟امشب باد گرم میوزه...باز هم اول از هرچیزی یادم اومد اگه برف سنگین بباره و برقا قطع شه و شارژ گوشیم تموم شه ازت بی خبر میمونم...خدا کنه برف نباره یا اگه بارید زود آب شه...💙>>>>>>>بهم گفت: برف بارید میام میبرمت با خودم، کنار هم که هستیم هوا همیشه گرمه،من میدونم عشق من هوای سرد رو دوس نداره ....میریم تو همون کلبه با شیشه های رنگی همونی که وقتی آفتاب میزنه رنگای قرمز و زرد و سبز و آبی میفته روی صورت و تنت...درسته بیرون اون کلبه حتی وقتی آفتاب میزنه همه جا برفیه و هوا سرده اما ما کنار هم هیچوقت سردمون نمیشه...یادته اون شب بهم گفتی عشق هیجانیه و یه حسیه که زود از بین میره ولی دوست داشتن همیشه موندگاره ؟من هرروز و هر ثانیه دوست دارم دختر بهاری من..💙

یه جایی بودم عجیبت غریبا

یه پسره اونجا بود که از اول ورودم به اونجا از رو قیافه حدس میزدم متاهل باشه چهره شکسته سرش کچل و کلا تایپ هیچکدوم از دخترها اونجا نبود.من ماه اول ورودم واقعا نسبت به همه چیز بی تفاوت بودم و سرم توکار خودم بود چون باید آموزش میدم ولی ظاهرا بی تفاوتی خوب نیس و به من ثابت شد کاری به کار کسی نداشته باشی کاری به کارت دارند

خلاصه از پچ پچ ها همکارام فهمیدم عاشق یه دختره شده و اون خانم مطلقه بود و کل مردهای فروشگاه رو دور زده بود و همکاراهای منم ناراحت که چرا این مظلوم بدبخت گیر این افتاده. گذشت تا چند وقت بعدش خبر رسید دختره، پسره مجرد رو ول کرده و رفته با یه همکارای متاهل که خیلیم هیز بود. 

این وسط رفیق همین پسره که خیلی کوچیکتر بود ازدواج کرد این یارو هم خیانت دید و هم همکارش ازدواج کرد و این تعبیر منه که حس بدی داشت و له شده بود چون کلا ازتیلیا اونجا خاستگاری کرده بود نه شنیده بود

بعداز یه مدت از حال بدش دیدم زیاد میاد تو اتاق ما و مجرد اون اتاق من بودم.هی یه چی میگفت بقیه می‌خندیدند نگا به من میکردن. هرجا میرفتم بهم نگا زیاد میکردن و حتی یه بچه ها یه روز گفت کی عقد میکنی

فهمیدم یه حرفی برام درآمده یه روز سگ شدم به همکارام گفتم چرا فکرکردی این لول منه من ازش خوشم نمیاد اونام گفتن نه این هنوزم بااین دختر مطلقه هستش. 

رفتاراش هرروز عجیب تر میشد وایمیساد لا در فروشگاه و سلام و خسته نباشید میداد و من میگفتم لابد با ادبه بعد دیدم این کارهارو وقتی میکنه که کسی دور وبرش باشه و میخواد به بقیه یه چی ثابت کنه تو تنهایی اصلا محل نمیده

خلاصه که آدمی برا من حرف درآورد که قیافش شبیه بچه پیغمبرهابود و لی پدرسوخته. یعنی طرف برا غرور خودشم ارزش قائل نبود یه بار گفت خسته نباشید بهش گفتم خداشفات بده چون ساکت و آروم بودم با خودش گفته بود کمبود محبتم رو باچسبوندن خودم به این جبران کنم

وبعد شوهر همکارم ازش پرسیده بود تو ازاین دختره خوشت میاد گفته بود نه بابا خودشو چسبونده به من😐😑

اینقدر نابود و روانپریش

تو هیچ محیطی ساکت و آروم نباشید وگرنه میگن ببوگلابیه طرف و اجازه هرکاری رو به خودشون میدن مثل گرگ بی رحم باشید و به احساس تون هیچ وقت شک نکنید

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792