خودم آبجی ندارم فقط یه داداش کوچک تر دارم با اختلاف سنی زیاد.تا قبل ازدواج اصلا احساس تنهایی نمیکردم.ولی بعدش جای یه خواهر و یا برادر دیگه تو زندگیم خیلی خالیه.همش به مامانم غر میزنم که چرا دیگه بچه دار نشدی.سال پیش که مامانم اینا عید رفته بودن مسافرت.واقعا احساس تنهایی کردم.نه اینکه فامیل نداشته باشیم و صمیمی نباشیم ولی هیچکس مث مادر و خواهر نمیشه.از طرفی چون دردونه بودم خیلی حساس هستم نمیزارم کسی متوجه بشه ولی خودم اذیت میشم.به خاطر همین میخام زود باردار بشم.نمیخام اختلاف سنی بچه هام زیاد بشه.باهم بزرگ بشن.هم بازی باشن.شاید سه تا بچه.بابای خودم و مادرشوهرم میدونم که مخالفن.و میگن بچه امکاناتو وضع مالی خوبو و آینده میخاد.حرفاشون درسته ولی از طرفی خودمو و مامانم بیشتر رو تنها نبودن بچه اصرار داریم.شوهرمم که کلا بچه دوسته.ببخشید خیلی حرف زدم ولی لطفا نظرتونو بگید کمکم کنید تا تصمیم بگیرم.