من روزای سختی گذروندم
با همسرم دعوام شد گفت از این به بعد شماره حساب فروشنده بده خودم پول بزنم برای خرید.حالا منظورش خرید خونه اس.بهم برخورد قهر کردم
جلو برادر و پدرم گفت من نمیخواستم ازدواج کنم خودت اومدی دنبالم.
مجبور شدم برگردم بخاطر بچه هام.بابام هیچوقت حمایتم نمیکنه
تو فکو فامیل هم کسی نمیدونه
بنظرتون با این مرد بمونم میترسم بعدا ولم کنه.اعتماد بهش ندارم.خیلی تنهام.دارم تو تنهایی میپوسم در طول روز ۵ جمله باهام حرف نمیزنه