2777
2789
عنوان

بی حوصلگی

123 بازدید | 5 پست

انقدر دلم گرفته اعصابم بابت رفتارای شوهرم خورده من سر مشکلاتی که داشتم دکترم تهران بود مجبور بودم یکی دوبار برم تهران دکتر بعد با اینکه ماشین داریم هروقت میخواستم برم شوهرم میگفت با بابات برو من وقت ندارم منو نمیبرد بعد الان خواهرش و نوبت گرفته ببره تهران دکتر با سر داره میره انقد دلم شکسته حس بدی دارم یعنی من ادم نبودم منو نمیبرد اونوقت بعد هروقت با منو خواهرش میخواد بریم بیرون به من میگ تو با خواهرم باید عقب بشینی زشته بعد دیشب که داشتیم میرفتیم گفت خواهرم بیاد جلو بشینه یعنی دیگ ازین رفتاراش خسته شدم حرفم میزنم میگ تو درک نداری

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

الان امشب خواهرش رو میخواد ببره تهران دکتر والا فقط سر من نمیتونستش انقد ناراحتم ازش که اصلا دوس ندا ...

بهش بگو ک فقط واس من گردن نگیری داری

واس بقیه خوب با کله میری

گر ز مسیح پرسدت مرده چگونه زنده کرد؟بوسه بده ب پیش او بر لب ما،ک اینچنین💋

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108