من جاش بودم اونا رو میکشتم بعدشمیشدم رییس و بازی رو برا همیشه تموم میکردم
اگه تناسخ حقیقت داشته باشه و همه ما فقط یه روح در بدن ها و ظواهر مختلف باشیم ، دوست دارم بدونم چند نفر توی موزه ها به هنر خودشون خیره میشن ، موسیقی هایی که خودشون توی زندگی های مختلفشون ساختن گوش میدن و کتاب هایی رو میخونن که یادشون نیست خودشون نوشتن :))
مگه ندیدی اون مرده چاقو داد دست بازیکن ۴۵۶ گفت همه ی اونا رو بکشه همون های که مونده بودن بعدش میشد جای اون خودش هم همینجوری شد رییس خودش هم یه بازیکن بوده که آمد جای اون پیرمرده
اگه تناسخ حقیقت داشته باشه و همه ما فقط یه روح در بدن ها و ظواهر مختلف باشیم ، دوست دارم بدونم چند نفر توی موزه ها به هنر خودشون خیره میشن ، موسیقی هایی که خودشون توی زندگی های مختلفشون ساختن گوش میدن و کتاب هایی رو میخونن که یادشون نیست خودشون نوشتن :))