من خیلی سادم و کسی بهم نشون بده یه کم صمیمیه یا باهام خوبه تموم چیزامو بهش میگم همیشه روم کلی سنگینی و انرژی منفی میفته
با رلم که دوست شدم هرروز به دوستم گزارش میدادم تموم حرفا و رابطمو ۲۴ساعته شهر دیگه بود اون. بعد تو شرکت دوستش کار میکنه برا اونا .من درسم داشت تموم میشد گفت زودتر درستو تموم کن که اینا گفتن میخوایم استخدام کنیم بهشون بگم بهت کار بدن
و خیلیم تعریف کرد ازم بعد من فوری اینو گذاشتم کف دست دوستم اونم با تعجب گفت واقعا؟! و اینا
بعد از یه مدت دیدم دوستم اسم شهر رلمو اورد و اون دور و ورا ، گفت مامانم گفته بریم اونجا زندگی کنیم بریم سر کار 😐 اونجا کارش زیاده هواشم بهتره
هنوز این درسم نخونده حتی
بعد بی دلیل رلم اصلا اسم کاره رو نیاورد دیگه و اصلا انگار برعکس شد تعریفاشم ازم نسبت به قبل شد تعریف منفی و من از نظرش بد شدم
اصلا دوستمم تو حرفامون اشاره به این نمیکرد که برو پیش اونا کار کن و تشویقم نکرد صداشو در نمیاورد