اره خوش به حالش شانس آوردبابام همیشه نگران خواهربزرگم بودمیگفت این سیاهه شوهرم پیدانمیکنه البته جلوروش نمیگفت ولی همیشه میگفت توخوشگلی خیالمون راحته وفلان
خواهرم درس خوندخاستگارنداشت قبلش معلم شد تامعلم شدخاستگاربراش ریخت
اونوقت من بااینکه زیبابودم قبل کنکورمخاستگارداشتم بعدشم داشتم ولی سرنوشتم این شدمهندسم شوهرمم مهندس
الان دغدغه من خریدیه خونه معمولیه هعی
ولی بازم خداروشکر راضیم به رضاش