2777
2789

امیر هلش داد

رفت تو میز

و انا لله انا الیه راجعون

نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

چقدر قشنگ بود اونجا که گفت من دوسش داشتم نه تو😭😭😭😭

اگه تناسخ حقیقت داشته باشه و همه ما فقط یه روح در بدن ها و ظواهر مختلف باشیم ، دوست دارم بدونم چند نفر توی موزه ها به هنر خودشون خیره میشن ، موسیقی هایی که خودشون توی زندگی های مختلفشون ساختن گوش میدن و کتاب هایی رو میخونن که یادشون نیست خودشون نوشتن :))

من تا يه جاهايي ديدم خيلي خوشم نيومد راستش ايده اش تكراري بود عين رماناي 98 ولي يكم پيشرفته تر ...

سریالش آبکیه کلا

شاید هم‌ بازیگر شیرین یجورایی نچسبه

میان دشمن و وطن، ننگ به آنکه شک کند...

خدایا ما رو یکی کراش زدیم اونم مردددد😭😭

اره منم دلم میخاس بره مریم رو بگیره

ولی خب گویا رو شیرین کراش بود

نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108