2789
عنوان

پدرم😢😔

337 بازدید | 28 پست

سلام دوستام 

حال پدرم اين رو زا خوبنيست 

همش ميگه ي دردي دارم تو دلم مث قولنج كردن نميتونه غذا بخوره رنگش  نيشه زرده زرد😢😢😢

بيمارستان نور ميلاد امام خميني برديم اما همه ميگن چيزي نيست اصن كلي عكس و ازمايش انجام دادن همه ميگن اصن چيزيش نيس

پس چرا بابام هروز داره لاغر تر ميشه و دردش بيشتر ميشه؟😔

ان شالله که خوب میشه عزیزم

برای برنگیختن حسادت اسب سوار خر نشو همین دیگه گفتم سوار هر خری نشین                                                                                         یه عده انگار دوراز جون ادم نیستن مثله ادم باهاشون حرف میزنی گاز میگیرن 😕😕😕😕😕😕😕😕😕😕😕😕😕😕😕😕متاسفانه بعضیارو نمیشه قانع کرد، باید به نفهمیشون احترام گذاشت                                به بعضی ها باید گفت کورمون نکنی با اون روشن فکریت چلچراغ

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

انشالله که خوب میشن ولی ازمایشه دقیق تر بده ببخش که اینجور میگم ولی حتما ازمایش سرطان روده رو انجام بدن البته زبونم لال انشالله که سالم ان

یا ضامن آهو ضامن ما هم باش 🧡

یه بیمارستان بهتر مثل خاتم نمیتونید ببریدش؟؟؟

آخه میلاد و امام خمینی از بس شلوغه هیچی نمیفهمن(دفترچه هم قبول میکنه)

همسرمهربونم💏چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل بیست سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ..زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ..بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم ..💏
یه بیمارستان بهتر مثل خاتم نمیتونید ببریدش؟؟؟ آخه میلاد و امام خمینی از بس شلوغه هیچی نمیفهمن(دفترچ ...

نور كه خصوصيه و كلي هزينه كرديم 

😢😢😢😢😢

خاتم كجاس؟

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز