شرایط زندگیم خیلی پیچیدست
دکترم استادم بود از همون دوران میدونست شرایطمو الان تحت نظر دو نفرم همزمان
مادر ندارم
پدرم معتاد بیکار
مامانبزرگمو دکترا جواب کردن
خواهر دوقلوی معلولمم حالش بده اونم جواب کردن
سه تا عموی معتاد دارم تو خونه توهمی
مدام دعوا کتک کاری
تجاوز
مستقل هم اجازه ندارم بشم
حس میکنم مامانی و خواهرم نباشن نمیتونم زندگی کنم
خیلی چیزای دیگه هست
سیانور سفارش داده بودم به سختی از یه سایتی پیدا کردم که اگه مامانجونم نشد بخورم نمونم
نمیدونم بین حرفام دکترم فهمید و مشخصات دادم
الان چند هفتست منتظرم نرسیده دیشب دکترم گفت من لغوش کردم با نامه قضایی و پزشکی
نمیذاره خونه بمونم
دکترم مدام زنگ میزنه به دوستام و حتی با مامان دوتا از دوستام در ارتباطه
به زور میان دم در میبرنم
یا خیلی وقتا جواب دکترمو نمیدم
خیلی وقتا با نامزدم نرمال رفتار نمیکنم البته خواستگار خانواده ها آشنا شدن
حالم خوب نیست
دست خودم نیست
خیلی دوست دارم بمیرم نمیتونم
راهی ندارم
نمیذارن به زور زندم