بچه ها از ۱۴ سالگی باهمیم بعد سر یه چیزی بحثمون افتاد ماه پیش من پشت تلفن گفتم دیگه نمیخام باهات حرف بزنم برو اونم کف من قط نمیکنم خودت قط کن منم گفتم باشه کاری نداری گف من کار دارم تو میخای بری گفتم باشه خدافز زدم قط کردم تا همین الان یک ماهی میشه ما باهم حرف نزدیم خیلی دلم براش تنگ شده بنظرتون من زنگ بزنم بهش بعد این همه وقت به ۲۰ روزی میشه
تو مرا آزردی...که خودم کوچ کنم از شهرت،تو خیالت راحت!میروم از قلبت،میشوم دورترین خاطره در شبهایتتو به من میخندیو به خود میگویی: باز میآید و میسوزد از این عشق ولی...برنمیگردم، نه!میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد...عشق زیباست و حرمت دارد... و اما نه دشمن شدیم ، نه دوست موندیم ، فقط یهویی هیچکس هم شدیم ، شدیم غریبهتر از عابرهای توی خیابون . کاش از یادم بری از فکر کردن بهت خستم خستم .
سلام دخترا میگم شما از کجا لباس زیر میگیرید؟ من امروز اولین سفارشم رو از سامان لعیا گرفتم تولیدی تخصصی لباس زیره. کیفیتش خیلی خوب بود، فقط دغدغهم هزینه ارسال بود که با کد free برام رایگان شد. تا کدش رو نبستن شما هم برید سفارش بدید.
۱۹ سالمه از دقیق از مهر سال ۹۸ باهمیم اینم بگم مجازی آشنا شدیم ولی همو دیدیم چندین بار رابطمون خیلی صمیمیه تصویری هر روز حرف میزنیم تلفنی حرف میزنیم ولی همین بحثه لعنتی..
تو مرا آزردی...که خودم کوچ کنم از شهرت،تو خیالت راحت!میروم از قلبت،میشوم دورترین خاطره در شبهایتتو به من میخندیو به خود میگویی: باز میآید و میسوزد از این عشق ولی...برنمیگردم، نه!میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد...عشق زیباست و حرمت دارد... و اما نه دشمن شدیم ، نه دوست موندیم ، فقط یهویی هیچکس هم شدیم ، شدیم غریبهتر از عابرهای توی خیابون . کاش از یادم بری از فکر کردن بهت خستم خستم .
نه دیگه دوست داشته باشه بازم باید زنگمیزد و پیگیر میبوداین قضیه همونه که میگه تصمیم گرفتم زنگ نزنم د ...
ینی چی آخه اینقد راحت بیخیال این چن سال شده؟
تو مرا آزردی...که خودم کوچ کنم از شهرت،تو خیالت راحت!میروم از قلبت،میشوم دورترین خاطره در شبهایتتو به من میخندیو به خود میگویی: باز میآید و میسوزد از این عشق ولی...برنمیگردم، نه!میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد...عشق زیباست و حرمت دارد... و اما نه دشمن شدیم ، نه دوست موندیم ، فقط یهویی هیچکس هم شدیم ، شدیم غریبهتر از عابرهای توی خیابون . کاش از یادم بری از فکر کردن بهت خستم خستم .
تو مرا آزردی...که خودم کوچ کنم از شهرت،تو خیالت راحت!میروم از قلبت،میشوم دورترین خاطره در شبهایتتو به من میخندیو به خود میگویی: باز میآید و میسوزد از این عشق ولی...برنمیگردم، نه!میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد...عشق زیباست و حرمت دارد... و اما نه دشمن شدیم ، نه دوست موندیم ، فقط یهویی هیچکس هم شدیم ، شدیم غریبهتر از عابرهای توی خیابون . کاش از یادم بری از فکر کردن بهت خستم خستم .
تو مرا آزردی...که خودم کوچ کنم از شهرت،تو خیالت راحت!میروم از قلبت،میشوم دورترین خاطره در شبهایتتو به من میخندیو به خود میگویی: باز میآید و میسوزد از این عشق ولی...برنمیگردم، نه!میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد...عشق زیباست و حرمت دارد... و اما نه دشمن شدیم ، نه دوست موندیم ، فقط یهویی هیچکس هم شدیم ، شدیم غریبهتر از عابرهای توی خیابون . کاش از یادم بری از فکر کردن بهت خستم خستم .