من ۱۹ سالمه
تا حالا سابقه دوست پسر داشتن رو نداشتم
پارسال یکی از پسر های فامیلامون که دور بود گفت بیا باهم آشنا بشیم و وقتی که باهاش صحبت کردم فهمیدم ۳ سال منو میخواسته
میگفت باباش یکبار ورشکست کرده اون از سن ۱۳،۱۴ سالگی کار کرده تا حالا که ۲۲ سالشه
ما حدود ۳ ماه در ارتباط بودیم که جریانمون لو رفت و پدرم فهمید و مارو محدود کرد و گفت تا موقع خواستگاری حق دیدار ندارین
ولی حالا به مناسبت های مختلف مثل ولنتاین و روز زن و روز دختر و اینا رفتیم بیرون و اونم برام کادو های خوب میخرید
مثلا برای ولنتاین برام یه خرس بزرگ و یه انگشتر طلا و یه باکس شکلات و خرس کوچولو خرید
برای روز زن یه نیم ست دخترانه و نازک طلا خرید
برای روز دختر یه پلاک کوچولو بهم داد
برای عید بهم ۲ تومن پول و یه دستبند طلا داد
اخلاقش هم باهام بهترین اخلاقه
۱۸ اردیبهشت اومد خواستگاری و بهترین گل و شیرینی رو خرید
برای حلقه نشون هم ، یه حلقه و پشت حلقه خریدن که ۵۵ تومن شد و انتخاب خودم بود
ولی ……حالا میرسیم به اصل ماجرااا !!
ما خیلی اختلاف مالی داریم
پدر من چند تا زمین و خونه و ملک اینا داره و شرکت داره
ولی ایشون حتی خونشون هم اجاره ای هست
و من میترسم پسفردا نتونه انتظارات منو برآورده کنه و زندگیم به مشکل بخوره
خودش بهم میگه تو بهم اعتماد کن من الان سنم کمه و به مرور زمان همه چیزو بدست میارم
ولی نمیدونم مثلا چند وقت دیگ دختر های فامیلم با کسی ازدواج کنن که داخل زندگیشون همه چیز رو به راه باشه و دغدغه ای نداشته باشم
من همه چیز از همون اول برام فراهم بود
ولی حالا …
قراره تازه بریم آزمایش و مشاوره و اینا که اگر اوکی بود برج ۶ عقد کنیم
ولی سر همین امور مالی به تردید خوردم و میترسم …
راهکارتون چیه!؟