حرفمون شد
برگشت به مادرم فحش خیلییی بد داد یه فحش بد دیگه ام داد ناموسی بود اینجا نمیگم خودتون حدس بزنید چه قدر بد بود منم برگشتم جوابشو دادم آنقدر بگو مگو کردیم کلی با مشت زد سرم چشمم گوشم بدنم
انگار کیسه بوکسم
بعدم کلید رو برداشت گوشیم برداشت در رو قفل کرد رفت بیرون شب اومد خونه ...
الان سرم درد میکنه بدنم کوفته اس گوش و چشم چپم کبود شده
نمیدونم چیکار کنم هیچ پناهی جز خدا ندارم خانواده ام میدونستن دست بزن داره اما پشتم نموندن همون تو نامردی طلاق بگیرم
دیروز خواستم رگمو بزنم منصرف شدم دوبار رفتم سر یخچال دارو بردارم اما برگشتم
تو بلاتکلیف ترین حالت ممکنم نه پای رفتن دارم نه دل موندن
من فقط بیست سالمه مامان بابا چرا بدبختم کردین
چرا تقدیر من این شد خدایا😭😭