خب من از جمعه رفتم فامرین پیش مامان بزرگم بخاطر حسینیه و اینا بعدش من امروز اومدم خونه وقتی درو باز کردم نه میو میکرد نه هیچی منم نگران شدم رفتم اتاقارو گشتم دیدم اینجا نیست رفتم اشپزخونه کنار خاکش افتاده بود زمین رفتم پیشش نازش کردم دیدم موهاش خشکه بعد دیدم مرد...
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.