خب من از جمعه رفتم فامرین پیش مامان بزرگم بخاطر حسینیه و اینا بعدش من امروز اومدم خونه وقتی درو باز کردم نه میو میکرد نه هیچی منم نگران شدم رفتم اتاقارو گشتم دیدم اینجا نیست رفتم اشپزخونه کنار خاکش افتاده بود زمین رفتم پیشش نازش کردم دیدم موهاش خشکه بعد دیدم مرد...